اولین رسانه تخصصی و تفریحی برای مادران

پیج اینستاگرام : _madare_shad@

تجربه مادری

🧚‍♀️🤰🤱 ☘️ - از نظر من تجربه مادری یکی از زیباترین و پرچالش ترین تجربه های یک زن محسوب میشه. تجربه ای که هر چقدر هم در مورد اون مطالعه یا تحقیق کرده باشید نمیتونید درک واقعی ازش داشته باشید تا با چالش های اون مواجه نشید! این تجربه برای هر مادر منحصر به فرده و هر کسی با توجه به شرایط روحی، جسمی و زندگیش اون رو میگذرونه. طبیعتا آگاهی و آمادگی برای مادر شدن میتونه کمک بزرگی به یک مادر بکنه اما واقعیت اینه که هیچکس نمیتونه یک زن رو برای گذروندن این مراحل آماده کنه جز خودش و جالب اینجاست که خیلی وقتها مادرها در مورد چالش ها و سختی هایی که باهاش مواجه میشن صحبت نمیکنند. مواردی که قبل از مادر شدن شاید کمتر در مورد اون شنیده باشید مثل: - توی ...
6 مرداد 1399

میدونم که حالت خوب نیست!

🧚‍♀️🤰🤱 ☘️ - حتما برات پیش اومده روزهایی که خیلی سرحال نیستی حالت رو بپرسند و بگی حالم خوبه و لبخندی هم از سر اجبار بزنی. اما واقعیت اینه که همون موقع دوست داری طرف مقابلت بیشتر سعی کنه که اصل حالت رو بدونه، به چشمات نگاه کنه، بغلت کنه و از صمیم قلب بخواد که حالت خوب باشه و درکت کنه. خوب دقیقا به این میگن اهمیت دادن و همدلی کردن با بقیه. - می‌دونی همدلی یعنی چی؟ اصلا لازم نیست ذهنت رو جای دوری بفرستی. تو همین زندگی روزانه و دور و برت اگه کمی دقت کنی، به جواب میرسی. همدلی یعنی اینکه برای این که بفهمی طرف مقابل از چه دردی رنج می کشه، خودت رو جای اون بگذاری. همدلی یعنی وقتی حالت خوب نیست یکی باهات حرف بزنه و صمیمانه بخواد که حالت بهتر بشه. ...
6 مرداد 1399

وقتی بچه رو میبرید دکتر کلی استرس دارید؟

🧚‍♀️🤰🤱☘️ - كدوم يكي از شما مامان هاي عزيز وقتي بچه رو ميبريد دكتر كلي استرس داريد؟😱 - كدومتون وقتي به بچه واكسن يا آمپول زده ميشه، همراه بچه گريه ميكنيد؟😥 - كدومتون سر ختنه پسرتون زديد زير گريه؟!!🔪😱😨 - كدومتون وقتي بچه ميخوره زمين يا يه جاييش زخم ميشه حالتون حسابي خراب ميشه و پا به پاش اشك ميريزيد؟😥 😅😀👩‍👧‍👦 بالاخره اون یه مادره ...
4 مرداد 1399

بدون عنوان

🧚‍♀️🤰🤱 ☘️ - از لحظه ای که دیدمش عاشقش شدم. اون رو در آغوش گرفتم و گریه کردم. دخترم عالی و بی نقص بود. زیباتر از چیزی که میتونستم تصور کنم. من از روی شادی و تسکین خاطر اشک ریختم من از روی شکرگزاری و غم اشک ریختم من خسته بودم قلبم به شدت میزد و درد داشتم اما سپاسگزار و بینهایت خوشحال بودم - به دنیا آوردن فرزندم سخت ترین و باارزش‌ترین کار زندگی من بود. با اینکه زایمان من طوری که برنامه ریزی کرده بودیم درست پیش نرفت ولی میدونم دقیقا همونطوری که باید و برای من مقدر شده بود انجام شد. - توی هفته ۴۱ بارداری وقتی برای چکاپ رفتم به من گفته شد که جنین توی رحمم زیاد جاش راحت نیست و نمیتونه بیشتر از این اونجا بمونه بنابراین دکترم تصمیم گرفت...
2 مرداد 1399